داستان های فارسی

نظرات 3

داستان کافی شاپ 

مهتاب جلوي ميز آرايش نشست و بعد از آرايش غليضي كه كرد مانتو وشلوار جين كوتاه وتنگش را پوشيد و رروسري كه بيشتر موهايش را نمي پوشاند سر كرد  تا به پاتوق هميشگيش برود. پاتوقش كافي شاپي شيك و لوكس در غرب تهران بود.مهتاب به قول خودش براي به دام انداختن شكارهايش به آن كافي شاپ مي رفت ولي دوستانش بر اين عقيده بودند كه مهتاب خود در آن كافي شاپ شكارمي شد


برچست ها :
ادامه مطلب ...
تعداد بازدید : 373
print

ترجمه انگلیسی غزل های حافظ

نظرات 0

ترجمه غزل های حافظ بخش1

 ترجمه غزل های حافظ بخش۲


برچست ها :
تعداد بازدید : 398
print

501تست زبان انگلیسی در سه سطح مقدماتی،متوسط و پیشرفته

نظرات 0

501تست زبان در سطح مقدماتی ،متوسط و پیشرفته


برچست ها :
تعداد بازدید : 294
print

آموزش مکالمه انگلیسی همراه با فایل صوتی آن1

نظرات 0

صوتی5صوتی 4صوتی3صوتی2

                                         

صوتی1

 مکالمه5

 مکالمه4

 مکالمه3

 مکالمه2

 مکالمه1

   


برچست ها :
تعداد بازدید : 342
print

آموزش مکالمه انگلیسی همراه با فایل صوتی آن

نظرات 0

Richard: Hi, how are you? You look tired. Did you sleep okay last night?
Dave: No, I didn't.
Richard: Why? What did you do yesterday?
Dave: I went to a nightclub last night and danced all night.
Richard: Oh, yeah? Did you have a good time?
Dave: I had a wonderful time, but I'm beat today.
Richard: What time did you leave the nightclub?
Dave: I left at about 3:00 a.m.
Richard: I'm not surprised that you're tired. Which nightclub did you go to?
Dave: Fantastic. It's on Ontario Street. It's really nice. 

فایل صوتی در ادامه مطلب


برچست ها :
ادامه مطلب ...
تعداد بازدید : 3495
print